|
(پزشكان) pezeshkan
|
||
|
پایگاه اطلاع رسانی اخبار پزشکی |
«حمایت از نوجوانان و جوانان باید هدفمند و مشخص باشد. اگر ما نمیخواهیم «ماچو» تربیت کنیم، باید تعيين کنیم که کدام مدل و یا شکلی از بهاصطلاح خصوصیاتى که بنام ”خصوصيات مردانه“ در بين جوانان شناخته شده است، در نظر داریم.».
به نظر توماس فورگ که در دانشکده تربیت معلم فرایبورگ مشغول بکار است، کارشناسان و مربیانی که با نوجوانان سروکار دارند باید امکانات بیشتری را دراختیار آنان قرار دهند. مىبايد با مطرح كردن اين مسئله به عنوان موضوع بحث، الگوى موجود براى بسيارى از جوانان را كه داشتن خصوصيات ”مردانه“ با انجام اعمال خشونت آميز همراه است، تغيير دهند. در اینجا به نقش مادر و پدر در خانه، بعنوان اولين مربيان تربیتی کودک اشاره مىشود. به این معنی که اعمال خشونت در خانه توسط پسر خانواده بعنوان خصوصیتی مردانه توجیه نشود.
توماس فورگ معتقد است که نظر مربیان در مورد اعمال خشونت از طرف مردان نیز مسئلهساز است. او میگوید:
«بسیاری از مربیان مدارس خشونت در میان جوانان و پسران دانشآموز را امری عادی بهحساب میآورند. آنها با این حرف که ”خوب پسرها اینطوری هستند“، ناخواسته اين عمل را توجيه مى كنند.».
در واقع به نظر او نیز تصویری که از ”مرد بودن“ در مدرسه، در جامعه و در خانواده داده میشود میباید تصحیح شود. او معتقد است كه ما باید خواستههای جوانان را درک کنیم، بدون اینکه آنها ناگزیر از اعمال خشونت برای رساندن پیامشان به ما باشند. شرکتکنندهای دیگر خانم مارشال، از گروه مشاوره و حمایت از جوانان میگوید:
«مسئلهی اصلی مورد بحث ارتباط درازمدت با این جوانان است. ما باید آنان را تقویت و تشویق کنیم و به آنان کمک کنیم که آینده خوبی داشته باشند.»
به گفته بسیاری از مربیان تربیتی در این اجلاس تغییر تصوير ”مرد“ و خصوصیات ”مردانه“ برای پسران جوان بويژه میباید از خانواده شروع شود و دراین مورد نقش مادر و پدر و همينطور نقش مربیان تربيتى از ويژگی خاصی برخوردار است.
منبع:سایت پزشکان بدون مرز
به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز به نقل از آسوشيتدپرس، گروهي از محققان دانشگاه “مينهسوتا” در آمريكا در مطالعهاي جديد جمعي از دانشجويان داوطلب را به دو دسته تقسيم كرده و آنها را در مواجهه با ۹آزمايش و معما قرار دادند با اين تفاوت كه براي گروه اول در خلال اين آزمايشها مقاديري پول به نمايش درميآمد اما گروه دوم همان آزمايشها را بدون مواجهه با پول انجام دادند.
نتايج اين مطالعه كه در شماره روز جمعه نشريه علمي “ساينس” به چاپ رسيده نشان داد دو گروه ياد شده عملكردهاي متفاوتي داشتند و اين امر حاكي از آن است كه حتي مشاهده پول ميتواند بر رفتار انسان در شرايط مختلف تاثير بگذارد.
به گفته “كتلين ووس” دستيار پروفسور بازاريابي در دانشگاه “مينهسوتا” و سرپرست اين مطالعه، مشاهده پول ميتواند روي افراد تاثير مثبت و يا منفي داشته باشد. وي افزود قرار گرفتن در معرض پول سبب بروز حس كفايت و عدم نياز به ديگران در انسان ميشود و ميتواند ميزان اجتماعي بودن را در انسانها كاهش دهد.
“ووس” عنوان كرد: اجداد قديمي انسانها احتمالا براي انجام كارها و رسيدن به اهداف خود مثلا ساختن پناهگاه و يا شكار نياز به همكاري ديگران داشتهاند اما در ابتدا معامله كالا به كالا و در نهايت پول در ميان مردم رايج شد به طوري كه انسانها ميتوانستند بدون نياز به كمك مستقيم ديگران و تنها با برخورداري از پول كارهاي خود را انجام بدهند كه اين امر احتمالا ميزان اجتماعي بودن انسان را نيز كاهش داده است.
در يكي از اين آزمايشها دانشجويان داوطلب به دو گروه تقسيم شدند و از آنها خواسته شده با يك سري كلمات پراكنده جملهسازي كنند. بررسي اين جملهها نشان داد جملههاي ساخته شده توسط افرادي كه در حين آزمايش پول مشاهده كردهاند، به صورت ناخوداگاه به ميزان بيشتري با مسايل مادي و پول ارتباط دارد.
در آزمايشي ديگر دانشجويان به حل يك معما مشغول شدند و آن دسته از دانشجويان كه در موقعيتي نشسته بودند كه ميتوانستند مقداري پول مشاهده كنند به طور ميانگين پس از ۵/۱دقيقه براي حل معما تقاضاي كمك كردند اما دانشجويان ديگر كه پولي نميديدند به طور ميانگين پس از ۳دقيقه درخواست كمك كردند.
به گفته محققان، حتي مشاهده جزيي پول نيز ميتواند در نوع رفتار و اهداف فرد تاثير بگذارد و به صورت ناخوداگاه سبب كاهش حس وابستگي فرد به سايرين شود.
منبع:سایت پزشکان بدون مرز
محققان معتقد هستند اگرچه خشونتها و قتلهای ناموسی كه اتفاق میافتد بخشی از فرهنگ پدرسالارانهایست که حتى در میان خود جامعه اروپایی هم دیده میشود، اما " آنچه بیشتر بهعنوان خشونت و قتل ناموسی معروف شده، در کشورهای اروپایی و در میان خود غربیان اتفاق نمیافتد یا خیلی کم اتفاق میافتد، ولی در گروههای مهاجر قویست، در برخی از آنها، قتلها یا خشونتهاییست که نسبت به دختران و یا خواهران صورت میگیرد. یعنی اگر کنترل سکسوآلیتت زن موضوع مشترک همهی افکار پدرسالارانه هست در فرهنگ ناموسی کنترل خواهر و دختر علاوه بر زن جنبه بسیار کلیدی دارد و اگر یک دختری یا خواهری خلاف فرهنگ ناموسپرستانه رفتار کرده باشد، با پسری رابطه داشته باشد، معاشرت داشته باشد یا دوست پسر گرفته باشد یا رابطه جنسی برقرار کرده باشد، در این فرهنگ ناموس پرستی این کار جرم محسوب میشود، لکه ننگ محسوب میشود و مجازات آن معمولا یا کشتن آن دختر است و یا بنوعی سربهنیست کردن او."
قتلهای ناموسی كه در سوئد، نروژ، و در کشورهای اروپایی در این سالها بطور برجسته مورد توجه قرار گرفتهاند، داراى اين ويژگى است كه دختران، خواهران يا همسران قربانى نوعی عمل دستهجمعی ميشوند.
" درست است که یکنفر این کار را انجام میدهد، اما اگر هم پدر یا شوهر و یا برادر نخواهد این دختر را به مجازات برساند، دیگر بخشهای جامعه مردان واکنش نشان میدهد. بخاطر همین از قتل ناموسی بعنوان یک اعدام نامبرده می شود تا بهعنوان صرفا یک قتل یا یک عمل خودانگیخته و یا از سر عصبانیت."
" در میان ایرانیان ما بیشتر شاهد این بودیم که شوهران پس از طلاق و یا در روابط خانوادگی خودشان که همسرشان خواهان جدایی بوده و یا جدا شده و یا مرد دیگری را ملاقات کرده مورد خشونت و قتل ناموسی قرار دادهاند، در حالیکه در میان برخی گروهها نظیر آسوریها، کردها و بخشی از جامعه ترک این خشونتها و قتلها بیشتر متوجه دختران و یا خواهران جوان بوده و به اصطلاح اگر واژه ناموسپرستی و فرهنگ ناموسپرستی را بکار ببریم، نمونههای تیپیکالتری از فرهنگ ناموسپرستی را در میان بخشی از کردها و بخشی از گروههای آسوری هست و این در میان ایرانیان کمتر هست. گرچه پدر و مادرهای ایرانی هم سعی میکنند سکسوآلیته دختر را کنترل کنند، اما تاکنون ما با نمونهای که از آن بعنوان قتل ناموسی نام برده باشیم چندان روبهرو نبودیم، بلکه بیشتر در گروههای مهاجری که سنتیتر هستند و یا ریشه قبیلهای داشتهاند بهچشم خورده، مثل برخی از گروههای افریقایی، کردها، آسوریها و یا بنگلادشیها یا پاکستانیها. در واقع در قبیل گروهها بیشتر با این مسئله روبهرو بودیم."
" اما فرهنگ ناموسی و سرکوب خواستهای جنسی دختران و زن جوان یک امریست بسیار گستردهتر از قتل. قرار نیست این خشونت ناموسی حتما به قتل منجر بشود تا ما بفهمیم که این خشونت ناموسپرستانه جریان دارد، مضافا بر اینکه همواره این خشونتها خشونتهای فیزیکی نیست، یعنی همراه با کتککاری نیست، بسیاری موارد خشونت روانیست. نفس اینکه دختری احساس بکند که میخواهد با پسری رابطه داشته باشد یا معاشرت جنسی داشته باشد، میتواند با خطر مرگ روبهرو بشود خود یک خشونت روانی بسیار سنگینیست که بسیاری از خانوادههای دختران مهاجر با آن روبهرو هستند."
البته دو مسئله باعث شده كه گروهى از این دختران بتوانند با جسارت بیشتری در برابر خانوادههای سنتی خودشان قد علم کنند. نخست، برخورد افكار عمومى و تاثيرات بسيار آن در رشد مقاومت زنان در برابر خشونت. دوم، فعال شدن خود زنان در مبارزه با خشونت و فشار. البته به فعالان زنی از میان خود کردها، ایرانیها و گروههای دیگر مهاجر می توان اشاره کرد که در کنار افکار عمومی جامعه فعالانه علیه فرهنگ ناموسپرستی مبارزه میکنند.
" طبیعتا هرچه زنان و دختران مهاجر صدای اعتراض خودشان را علیه فرهنگ ناموسپرستی بیشتر بالا ببرند، این امر مردان را بیشتر به عقب میراند و وادار میکند کهدر افکار خودشان تجدیدنظر کنند . عامل دومی که به نظرمی رسد در هر صورت در این مسئله نقش دارد این است که در مورد خیلی از خانوادههای مهاجر زندگی در جامعه غرب به تلطیف افکار خشن پدرسالارانه آنها یاری رسانده و شاید اگر ۲۰ سال گذشته ممکن بود راحت به دلیل این فرهنگ ناموسپرستی قتل یا خشونتی را مرتکب بشوند، امروز به دلیل تاثیر از ضد ارزش و یا ارزشهای جامعه غربی این امر روز به روز کمتر صورت میگیرد، . با اینهمه میزان این خشونت و فرهنگ ناموسپرستی بويژه در گروههای سنتیتر جامعه آنقدر قویست که به نظر محققین جز یک مبارزه فعال هم برای بهبود موقعیت اقتصادی - اجتماعی این خانوادهها، هم علیه تبعیض نژادی، شکافهای طبقاتی و فشار جنسیتی و پدرسالاری که وجود دارد، ما نمیتوانیم انتظار داشته باشیم که بهبود چشمگیری در موقعیت این دختران و زنان حاصل بشود."
به نظر محققین، بهبود موقعیت اقتصادى و اجتماعى زنان و دختران عامل تعیینکنندهای برای به عقبراندن فرهنگ خشن پدرسالارانه بطور اعم و ناموسپرستی بطور اخص می باشد.
منبع:سایت پزشکان بدون مرز
به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز ، اين تحقيق به عنوان مرحله اول طرح ملي نظام مراقبت و پيشگيري از بيماريهاي غير واگير از دوران كودكي و نوجواني يا مطالعه كاسپين ( (CASPIANبا همكاري مركز تحقيقات پزشكي ورزشي، وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشكي، مركز تحقيقات قلب و عروق دانشگاه علوم پزشكي اصفهان سازمان جهاني بهداشت انجام شد.
در اين مطالعه تعداد ۲۱هزار و ۱۱۱دانش آموز ۶تا ۱۸ساله كه ۵۱/۴ درصد آنها دختر و ۴۸/۶درصد آنها پسر بود مورد مطالعه و بررسي قرار گرفتند.
در اين تحقيق ۸۴/۶درصد افراد در نواحي شهري و ۱۵/۴درصد در نواحي روستايي سكونت داشتند و حدود ۹۰درصد آنان در مدارس دولتي و ۱۰درصد در مدارس غير انتفاعي مشغول به تحصيل بودند.
بر اساس نتايج اين تحقيق فراوانترين نوع روغن مصرفي در تهيه غذاي دانش آموزان با ميزان ۷۳/۸درصد روغن جامد هيدروژنه بود و همچنين بيشترين نوع نان مصرفي در تهيه غذاي آنها از انواع تهيه شده با آرد بدون سبوس بود.
نتايج اين تحقيق نشان داد تنها ۱۹/۷درصد دانش آموزان هيچگاه به غذاي سفره نمك اضافه نميكردند.
بر اساس يافتههاي اين تحقيق ميانگين دفعات مصرف ميوه و سبزي ۱۶/۵بار در هفته، انواع شيريني ده بار در هفته و انواع ميان وعده غذايي شور و چرب ۴/۹بار در هفته و انواع غذاهاي سرخ شده بطور ميانگين ۳/۹۸بار در هفته مصرف ميشد.
بطوركلي نتايج اين تحقيق تاكيدي بر اهميت نقش متخصصين بيماريهاي كودكان و ديگر دست اندركاران بهداشت و سلامت كودكان و نوجوانان در پيشگيري اوليه از بيماريهاي سنين بزرگسالي است.
اين تحقيق با همكاري دكتر رويا كليشادي، دكتر گلايل اردلان، دكتر رياض غيرتمند، دكتر ربابه شيخالاسلام، دكتر سيدرضا مجدزاده، دكتر عليرضا دلاوري، دكتر وحيد ضيائي، دكتر رامين حشمت، دكتر سيد حامد بركاتي و ملوك متقيان منظم به انجام رسيده است.
منبع:سايت پزشكان بدون مرز
به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز به نقل از خبرگزاري فرانسه از سيدني، “جان هورواث” در “مجله پزشكي استراليا” نوشت، در صورت آغاز شيوع سريع ويروس جديد آنفلوانزا در ميان انسانها، تمامي تداركاتي كه در سطح جهان براي پيشگيري از اين بيماري فراهم شده است، احتمالا براي اين كار كافي نخواهد بود.
دانشمندان بيم دارند كه ويروس اچ۵ان ۱كه از ماكيان به انسانها سرايت يافت و بيش از ۱۵۰نفر را در سراسر جهان به ويژه در آسيا به كام مرگ كشاند، به گونهاي جهش يابد كه به آساني قابل سرايت به انسان باشد. اين موضوع ميتواند منجر به جهانگير شدن آنفلوانزا شود و بيش از دهها ميليون تن را از پاي درآورد.
هورواث متذكر شد كه تغييرات ايجاد شده در جهان از زمان بروز بيماريهاي جهانگير قبلي از قبيل امكان انجام سفرهاي سريعتر و ارزانتر بينالمللي و پر جمعيتتر شدن كشورها، شيوع بيماري را آسانتر خواهد كرد.
“ديويد نابارو” هماهنگكننده ارشد سازمان ملل در زمينه آنفلوانزاي مرغي اوايل ماه جاري گفت كه ويروس اچ۵ان ۱احتمالا در دهه آينده نيز به عنوان يك تهديد جهاني قابل توجه باقي خواهد ماند.
وي خطر بروز يك جهش براي جهانگيرشدن بيماري آنفلوانزاي مرغي را بسيار زياد توصيف كرد و گفت ماداميكه اين ويروس در پرندگان وجود دارد، تهديد آلودگي هر از گاهي انسانها به اين ويروس و احتمال بروز جهشي كه ميتواند در نهايت به يك همهگيري تبديل شود، همچنان وجود خواهد داشت.
منبع:سايت پزشكان بدون مرز
تعریف
صرع یک بیماری است که با تشنجات مکرر در یک دوره زمانی خود را نشان می دهد. تشنج به یک حمله ناگهانی در فعالیت الکتریکی مغز اطلاق می شود که می تواند باعث کاهش هوشیاری، حرکات مکرر و انقباضات عضلانی و گاهی اختلالات حس شود. 25% موارد صرع در سنین قبل از 5 سالگی بروز کرده و 50% موارد آن قبل از 25 سالگی خود را نشان می دهند. و موروثی می باشند که در خانواده های خاصی شیوع بالاتری را دارند.
دلایل ایجاد صرع
مغز در حقیقت از مجموعه ای از سلولهای عصبی بنام « نورون » تشکیل شده است و افکار، احساسات و اعمال فرد تحت کنترل مغز است و این فعالیتها توسط تکانه های الکتروشیمیائی صورت می گیرد، سلولهای عصبی حدود 80 بار در ثانیه از خود سیگنال صادر می کنند ولی، شرایط مختلف و محرکهای متفاوتی باعث می شوند سلولهای عصبی حدود 500 بار در ثانیه تولید سیگنال کنند. در حدود 70-50 در صد موراد صرع، که علت تولید این سیگنهالهای که غیرطبیعی مشخص نیست که به این نوع صرع « صرع با علت نامشخص » می گویند. سایر موارد صرع البته درصد کمتری از موارد بیماری را تشکیل می دهند. تا حدی علت شناخته شده ای دارند. مثلاً بعضی از انواع صرع در اثر « آسیب مغزی » در بدو تولد بوجود می آیند که این آسیب ها می توانند در اثر کاهش اکسیژن رسانی به مغز ، ضربه به سر يا خونریزی شدید، عدم تطابق و سازگاری خون مادر و بچه، عفونت ( قبل، حین و بلافاصله بعد از تولد) بوجود آیند. بعضی از انواع صرع نیز ارثی می باشند مثل « صرع میوکلونیک جوانان ». سایر علل ایجاد صرع مثل ضربه به سر، استفاده زیاد از الکل ، نقایص مادرزادی ، التهاب بافت مغز یا نخاع ، بیماریهائی مثل سرخک ، اوریون و دیفتری ، استنشاق و یا خوردن مواد سمی مثل سرب، جیوه و یا مونواکسید کربن و یا قطع ناگهانی داروهای ضد صرع می باشد. صرع همچنین یکی از علائم سایر بیماریها مثل فلج مغزی، نورو فیبروز ماتوز، کمبود پیروات و یا اوتیسم ... می باشد. حملات صرع
می تواند در اثر مواجهه با نورهای درخشان، بازیهای ویدئوئی، صداهای تکراری، کمبود خواب، مصرف زیاد الکل ، استرس ، سیگار و تغییرات هورمونی مثلاً در هنگام قاعدگی بروز نمایند.
صرع چه علائمی دارد؟
علائم تشنجات صرعی به ناحیه ای از مغز که تحت تأثیر سیگنالهای غیر طبیعی قرار می گیرد بستگی دارد. مغز به دو نیمکره تقسیم می شود و هر نیمکره نیز از چهار قسمت اصلی تشکیل شده است بنامهای قسمت پیشانی، گیجگاهی بالای سری یا آهیانه و پس سری.
قسمت پیشانی، رفتارهای حرکتی ما را کنترل می کنند مثل صحبت کردن ، فکر کردن و طرح و برنامه ریختن و همچنین خلق و خوی فرد و صرع این ناحیه شامل یک گروه تشنجات کوتاه است که سریعاً آغاز شده و ناگهان اتمام می یابند.
قسمت آهیانه یا بالای سری دریافت کننده ورودی های حس بدن بوده و آنها را تفسیر کرده و حرکات بدن را کنترل می کند . صرع این ناحیه تمایل دارد که به سایر نقاط مغز گشترش می یابد.قسمت پس سری که تفسیر ورودی های بینائی را بر عهده دارد، در صورت درگیری آن و ایجاد تشنج در این کانون، با شاهد توهمات بینائی، چشمک زدنهای سریع و پلک زدنهای مکرر و سایر علائم مربوط به چشم خواهیم بود. قسمت گیجگاهی در حافظه و احساسات دخالت دارد و صرع این ناحیه که معمولاً در دوران کودکی آغاز می شود معمولاً قبل از شروع حمله صرع ، یک علائم آگاه کننده ( بنام Aura) که ممکن است بینائی، شنوائی، حس چشائی و ... باشد رخ می دهند و سپس فرد حمله را تجربه می کند. بسته به اینکه کدام قسمت مغز درگیر باشد علائم ممکن است حرکتی باشد ( مثل حرکات شدید ناگهانی قسمتی از بدن ) و یا حسی باشد مثل احساس مور مور و خواب رفتگی در یک سمت بدن و یا علائم بینائی که مثلاً فرد چیزهائی را می بیند که واقعاً وجود نداشته و بقیه آنها را نمی بینند و یا علائم شنوائی که فرد صدای شخصی یا موسیقی و ... را بصورت خیالی می شنود. تشنج می تواند همچنین باعث اختلال هوشیاری ، تهوع و فشارهای احساسی به فرد شود.
از نظر طبی، صرع به انواع زیادی تقسیم می شود که در این مختصر نمی توان به آنها پرداخت ولی چند نوع مهم آنها را توضیح می دهیم. یک نوع مهم صرع که بنام « صرع بزرگ » یا Mal – Grand نامیده می شود. در این صرع که معمولاً ابتدا سیگنالهای غیر طبیعی مغزی محدود به یک قسمت کوچک مغزی باشند، سریعاً به تمام مغز منتشر می شوند، و فرد پس از یک فریاد بلند بیهوش شده و روی زمین می افتد و در حالیکه هوشیار نیست، بدنش کاملاً سفت شده و حدود 30 ثانیه در این حالت باقی می ماند. پس از این مرحله برای حدود 60-30 ثانیه بدن دچار انقباضات و رفع انقباض بصورت مکرر می شود. در طول تشنج بیمار سر خود را به یک طرف منحرف کرده و دندانهای خود را محکم به هم فشار می دهد و ممکن است دچار بی اختیاری ادرار یا مدفوع شود. همچنین ممکن است، فرد دچار اختلال تنفس شود که در این صورت ممکن است، پوست آنها در اثر کمبود اکسیژن به رنگ آبی متمایل شود. فرد مبتلا پس از اتمام حمله صرع و در حالیکه در حال بازگشت به حالت هوشیاری می باشد، ممکن است دچار سردرد، درد عضلانی و ضعف در دستها و پاها بوده و شدیداً احساس خستگی کند.
نوع دیگر صرع که بنام صرع کوچک یا Mal –Petiet معروف است معمولاً حوالی سن 4 سالگی آغاز می شود و مدت آن حدود 20-15 ثانیه است . همچنین بیمار ممکن است برای مدت کوتاهی هوشیاری خود را از دست بدهد. کودک در این حالت بسیار ساکت بوده و حرکاتی مثل چشمک زدن ، خیره شدن و یا حرکات لب را از خود بروز می دهد. معمولاً کودک به سرعت به حالت نرمال باز گشته و فعالیت خود را از سر می گیرد، بدون اینکه از زمان تشنج چیزی به خاطر آورد. البته این نوع تشنج در دوران بلوغ و جوانی معمولاً متوقف می شود ولی اگر درمان نشود ، بیمار می تواند تا روزانه 100 حمله بیماری را تجربه کند و بعضی از این کودکان ممکن است نهایتاً به صرع بزرگ مبتلا شوند.
صرع قسمت گیجگاهی مغز نیز قبلاً توضیح داده شده و به آن تشنج حرکتی _ روانی نیز اطلاق می شود ( زیرا هم هوشیاری و هم فعالیتهای حرکتی را درگیر می کند ) ابتدا با یک مقدمه
(Aura) که ممکن است حس چشائی ، شنوائی بویائی ... باشد مثلاً فرد ابتدا احساس می کند دارد صدائی را می شنود و سپس وارد فاز اصلی تشنج می شود که ممکن است در این حالت بین 2-1 دقیقه کاملاً حالت گیجی پیدا کند و پس از اتمام حمله نیز حالت نیز تلو تلو خوردن، صداهای نامفهوم از خود بروز داده و در مقابل هر گونه کمکی مقاومت می کند.
یک حالت دیگر حملات تشنجی که می تواند تهدید کننده حیات باشد، « صرع مداوم » است که در آن بیمار برای مدت 30 دقیقه دچار حملات صرعی شده که در بین حملات نیز به هوش نمی آید و مکرر دچار تشنج می شود.
در این نوع صرع، بیمار هوشیاری خود را از دست داده، تنفس وی مشکل شده و دچار انقباضات شدید عضلانی می شود و ممکن است برای قطع حملات تشنجی وی مجبور به بیهوش کردن بیمار بشوند.
در نوع دیگر صرع که بنام « صرع بدون حرکت » یا « حملات افتان » معروف است ،بیمار بطور ناگهانی برزمین می افتد و معمولاً این صرع در کودکان دیده می شود و یک دوره کوتاه هم هوشیاری خود را از دست داده و چیزی از محیط اطراف را درک نمی کنند.
چگونه بیماری تشخیص داده می شود؟
برای تشخیص بیماری معمولاً از تاریخچه ای که بیمار یا همراهان با توصیف حملات بیماری به پزشک می دهند، در کنار انجام یک آزمایش « الکترو انسفالوگرام » یا « نوار مغز » نامیده می شود، استفاده می گردد در نوار مغز چندین الکترود در مکانهای مختلف سر بیمار قرار داده شده و فعالیت الکتریکی مغز در آن نواحی اندازه گیری می شود و نوار مغز طولانی مدت و یا نوار مغز ویدئوئی از وی گرفته می شود تا امواج غیر طبیعی مشخص گردد. البته اگر پزشک به صرع مشکوک شود علاوه بر نوار مغز برای پی بردن به دلیل صرع ممکن است آزمایشات خونی برای چک کردن قند خون ، کلسیم ، سدیم و یا آزمایشاتی که عملکرد کلیه یا کبد را می سنجند و اندازه گیری تعداد گلبولهای سفید خون انجام شوند.
گاهی نیز نوار قلب برای چک کردن ریتم قلب و پی بردن به ریتمهای غیر طبیعی قلب درخواست می شود. CT اسکن و یا MRI نیز برای تشخیص تومور مغزی و یا علائم سکته مغزی و آسیب به بافت مغز استفاده می شوند.بررسی مایع مغزی نخاعی نیز برای بررسی عفونت مغزی ممکن است لازم باشد.
با کمک تستهای فوق پزشک برای نوع درمان و طول دوره درمان بیمار تصمیم گیری خواهد کرد.
چگونه صرع درمان می شود؟
فردی که در حال تشنج است نمی توان حرکات او را مهار کرد. توصیه پزشکان در این حالت شل کردن و باز کردن دکمه های لباس، دور کردن هرگونه جسم نوک تیز و سفت از نزدیکی بیمار در حال تشنج است تا به خود صدمه ای نزند. گرچه نباید چیزی را در داخل دهان فرد در حال تشنج قرار داد ولی اگر بیمار در حال تشنج محکم زبان خود را گاز گرفته است می توان یک پارچه را چند تا کرد و بین دندان و زبان بیمار قرار داد تا از صدمه بیشتر به زبان بیمار جلوگیری شود. چرخاندن سر بیمار به یک طرف نیز باعث می شود. که تنفس بیمار راحت تر صورت گیرد. گاهی نیز تشنج در اثر یک مشکل زمینه ای پزشکی ایجاد شده ( مثلاً کاهش قند خون ) که با رفع آن ، تشنج نیز بر طرف می گردد، ولی صرع کلاً با داروهای ضد صرع کنترل می شود. بعضی از بیماران با یک یا چند دارو کنترل
می شوند. بیشترین داروهای مورد استفاده در درمان بیماری صرع عبارتند از : فنی توئین، کاربامازپین، فنو باربیتال، پریمیدون، والپوریک اسید، کلونازپام ، و اتوسوکسامید . بیمارانی که از داروهای ضد صرع استفاده می کنند باید بطور مرتب ویزیت شده و سطوح خونی داروهای آنها چک شود و همچنین عوارض مثل گیجی، تنبلی و خستگی، پر فعالیتی، حرکات غیر قابل کنترل چشم ، مشکلات گفتاری یا بینائی ، تهوع و استفراغ و اختلال خواب بررسی شوند.
صرع مداوم نیز ابتدا توسط داروهائی مثل دیازپام ، فنی توئین،فنو باربیتال درمان می شود و اگر به اینها جواب نداد، سایر اقدامات توسط پزشک انجام خواهد شد. اگر تشنج بعلت کاهش قند خون ایجاد شده باشد با تزریق محلول گلوکز وریدی ، تشنج رفع خواهد شد.
جراحی و درمان صرع وقتی مورد استفاده قرار می گیرد که توسط دارو صرع کنترل نشود
(صرع غیر قابل مهار) و یا اینکه عوارض درمان داروئی زیاد بوده و ادامه درمان به این علت ممکن نباشد. مؤثرترین جراحی در درمان صرع وقتی انجام می گیرد که پزشک بتواند کاملاً نقطه درگیر در مغز را پیدا کرده و بداند در کدام قسمت مغز اختلال ایجاد شده است و آن ضایعه ( که مثلاً می تواند یک تومور باشد) را بدون آسیب زیاد به بافت نرمال اطراف آن بیرون آورد. علاوه بر اعمال جراحی که ضایعه را جراحی می کنند، در صرعهای مربوط به قسمت گیجگاهی که قبلاً توضیح داده شده، برداشتن قسمتی از مغز در ناحیه گیجگاهی باعث کنتر ل 80-75 درصد این نوع صرع می شود ولی با توجه به اینکه این قسمت مغز تا حدی مسؤول حافظه و احساسات است، بعضی از بیماران پس از عمل مشکلات حافظه و گفتار پیدا می کنند. در صرعهای که شدید بوده و فعالیت الکتریکی غیرطبیعی در بیشتر نقاط مغز گسترده است از عمل جراحی برداشتن یک نیمکره مغز (Hemispheretomy ) انجام می شود که بیشتر در نوزادان و کودکان با مشکلات و اختلالات مغزی از هنگام تولد یا بفاصله کمی پس از تولد درگیر آن بوده اند، صورت می گیرد.
گاهی اوقات نیز برای کنترل صرع ، رابط بین دو نیم کره مغزی را جراحی کرده و برمی دارند که به این عملCorpus Callostomy می گویند. البته ابتدا 3/2 از فیبرهای عصبی رابط بین دو نیمکره را نابود کرده و 3/1 آنرا باقی می گذارند ولی اگر این روش جواب نداد، 3/1 باقمانده را نیز باقیمانده را نیز برمی دارند.
امروزه روشهای دیگری نیز ممکن است برای کنترل صرع استفاده شود. از جمله استفاده از یک دستگاه کوچک که در طرف بالا و چپ قفسه سینه کار گذاشته می شود و باعث « تحریک عصب واگ » یا [Vagus nerve stimulation(VNS)] می شود. عصب واگ که عصب دهم مغزی است باعث کنترل تنفس،ضربان قلب، بلع، صحبت کردن، هضم غذا و چندین کار دیگر می شود.این دستگاه بطور دوره ای این عصب را تحریک می کند و نشان داده شده که در پیشگیری و یا حداقل کوتا ه کردن دوره تشنج بعضی افراد مؤثر است.
سایر روشها نیز ممکن است حداقل بطور نسبی باعث کنترل صرع شوند از جمله ، تن آرامی
(Relaxation)، بیوفیدبک ، طب سوزنی، طب فشاری و یا تغییر در رژیم غذائی است.
چند نکته مهم برای افراد مبتلا به صرع
این افراد برای پیشگیری از حملات صرع بهتر است یک رژیم غذائی سالم، خواب کافی و سطوح استرس پائین داشته باشند. همچنین از آنجا که که تب ممکن است ، ایجاد تشنج کند، با اولین علائم بیماری داورهای ضدتب باید تجویز شود. اگر تشنج شما با مقدمه (Aura) شروع می شود و به شما حالتی دست می دهد که می فهمید تا چند لحظه دیگر تشنج خواهید کرد، سریعاً خود را به یک مکان امن رسانده و در حالت درازکش قرار گرفته تا تشنج شما تمام شود. به اطرافیان خود بیاموزید که هنگامیکه شما را در حال تشنج دیدند، چکار کنند و چه اقداماتی را انجام دهند. همچنین بعضی از روشها را هرگز به تنهائی انجام ندهید ، مثل شنا کردن یا دوچرخه سواری تا در صورت بروز حادثه کسی بتواند شما را نجات دهد. در هنگام ورزشهائی مثل دوچرخه سواری، اسکیت سواری ، موتور سواری و ... حتماً کلاه ایمنی بر سر بگذارید.
منبع:سایت پزشکان بدون مرز
در حالی که مردم محلی معتقد بودند این باران نشانه پیش بینی شده پایان جهان است، مقامات رسمی توضیح دادند که این باران ناشی از گرد و غبار صحراهای عربستان است.
اما دکترگادفری لوئیس دانشمندی که در این منطقه حاضر بود می گوید این واقعه چیزی بیش از یک رخداد غیرعادی بود.
وی نه تنها کشف کرد سلولهای زیستی کوچکی در این باران وجود داشته است بلکه به این دلیل که ظاهرا حاوی دی ان ای که اجزای تشکیل دهنده حیات بر روی زمین است، نبودند، وی را برآن داشت تا معتقد شود این سلولها شکلی از حیات فرازمینی در خود دارند.
به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز ، دکتر لوئیس می گوید: “این ادعای بحث برانگیز مبتنی بر امکان منشای حیات بر روی زمین از خارج از کره زمین است. می دانم که ادعای بزرگی است اما همه آزمایشات از این ادعا حمایت می کنند.”
مطالعات وی زنجیره ای از واکنش های دانشمندان در سراسر جهان که نسبت به ماهیت این سلولها تردید داشتند را برانگیخت.
دلیل اصلی آنکه ادعای دکتر لوئیس بلافاصله از سوی جوامع علمی رد نشد آن بود که با نظریه دو دانشمند بریتانیایی که در دهه شصت میلادی ارائه شده بود و هنوز هم مورد بحث است، هماهنگی داشت.
کشف فضایی
سر فرد هویل و پرفسور چاندرا ویکراماسینگه پیشگامان نظریه “حیات فرازمینی” هستند که مبتنی بر آن است که منشای حیات بر روی زمین از سیاره ای دیگر است.
آنها معتقد بودند که حیات در ابتدا بر روی یک ستاره دنباله دار به زمین آمد. در طول دهه های گذشته این فرضیه با جدیت بیشتری مورد بررسی قرار گرفته است.
سازمان فضایی آمریکا(ناسا)، در حال حاضر علاقه بیشتری برای یافتن وجود حیات در سایر کرات نشان می دهد.
یک روبوت زیر دریایی برای جستجو در اقیانوس های یکی از اقمار مشتری(ژوپیتر) طراحی شده است که در حال حاضر در مرحله آزمایش در دریاچه ای در تکزاس است.
یافتن حیات در منظومه شمسی می تواند فرضیه حیات فرازمینی را تقویت کند.
بخش دیگری از ناسا در حال مطالعه بر روی باکتریهایی در روی زمین است که می توانند در شرایط کاملا متفاوتی به حیات خود ادامه بدهند.
یافتن چنین باکتریهایی می تواند موید آن باشد که میکرو ارگانیزم ها می توانند در شرایط دشوار سفر در فضا بر روی یک شهاب به حیات خود ادامه دهند.
پرفسور ویکراماسینگه توضیح می دهد: “باکتریها بایستی در برابر سرمای شدید فضا، خلاء، تابش اشعه ماورای بنفش، اشعه های کیهانی و اشعه ایکس مقاومت کنند.”
وی ادامه می دهد: “به نظر عجیب می رسد ولی باکتریها در برابر همه این شرایط مقاوم هستند، تا آنجا که ما می دانیم باکتریها مطمئنا در این شرایط به حیات خود ادامه می دهند، من باکتریها را ذاتا فضانورد می دانم.”
از یک سیاره دیگر
تابستان گذشته، برنامه Horizon در بی بی سی گزارشی اختصاصی از سفر پرفسور ویکراماسینگه به هند برای آنکه شخصا در باره باران سرخ بررسی کند، پخش کرد.
او با دکتر لوئیس ملاقات کرد و با یکدیگر با مردمی که شاهد این باران بودند گفتگو کردند.
او همچنین تحقیق دکتر لوئیس در باره آنکه بارش باران سرخ در دمای سیصد درجه سانتیگراد نیز می تواند رخ دهد، را مطالعه کرد، مطالعه بنیادینی که نشانگر آن است که میکرو ارگانیسم های فضایی ممکن است در دمای بسیار بالا نیز به حیات خود ادامه دهند.
همه این شواهد پرفسور ویکراماسینگه را بر آن داشته است تا باران سرخ را نوعی از حیات فرا زمینی بداند.
او می گوید” “پیش ازسفرم به هند در مورد اینکه باران سرخ واقعا نشانه ای از حیات فرازمینی باشد تردید بسیاری داشتم؛ اما حالا معتقدم که حیات بر روی زمین از فضا آمده است.”
با این که بسیاری از دانشمندان با شک و تردید به این موضوع می نگرند ولی اگر ویکراماسینگه و لوئیس حق داشته باشند، این نشانه ها می توانند قوی ترین مدارک اثبات نظریه حیات فرازمینی باشند.
این امر همچنین می تواند نشانگر آن باشد که حیات در ابتدا از سیاره دیگری آغاز شده است و سپس در روی زمین به اشکال مختلفی تغییر شکل یافته و از این قرار انسان ماهیتی فرازمینی دارد.
منبع:سايت پزشكان بدون مرز
منبع:سایت پزشکان بدون مرز
به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز به نقل از بی بی سی ، يکی از اين دو مقاله که در نشريه بينالمللی قلب و عروق منتشر شده حاصل تحقيق بر روی ۱۲۷۹ زن در شهر رشت در شمال ايران بوده است.
از جمله شاخصهايی که برای تحقيق اول در نظر گرفته شده میتوان به سن، وزن و سطح تحصيلات افراد اشاره کرد.
مطالعاتی که در سالهای ۲۰۰۳ و ۲۰۰۵ در مورد چاقی انجام شده نشان داده است که زنان فربه در ايران از سطح تحصيلات پائينتری برخوردارند و آمار ابتلاء همين گروه از زنان به بيماریهای قلبی-عروقی نيز بالاتر از ساير زنان است.
در مطالعات پيشين اين نکته مورد توجه بوده که تحصيلات کمتر به کاهش مشارکت زنان در فعاليت اجتماعی زنان نظير ورزش کردن منجر میشود.
اما مطالعه جديد نشان داده است که ميزان چربی مفيد خون که به نام اچ دی ال شناخته میشود نيز در ميان زنان با تحصيلات پائينتر کمتر از ساير زنان و حتی مردان است.
در مطالعهی دوم که نتايج آن در نشريه اروپايی تغذيه بالينی منتشر شده نسبت تحصيلات و ميزان چاقی زنان را در ميان ۶۳۷ زن متأهل در شهر اهواز در جنوب ايران مورد بررسی قرار گرفته و نشان داده شده که زنانی که از تحصيلات کمتری برخوردارند چاقتر از زنان با تحصيلات بالاتر هستند.
بنابر اين تحقيق موضوع چاقی اکنون به موضوع قابل بحثی در خاورميانه تبديل شده و به عنوان مثال زنان در کويت ۷۰ درصد و در عربستان تا ۳۵ درصد چاقتر از گذشته هستند و زنان ايرانی نيز با پديدهی چاقی روبرو هستند.
بنابر آنچه در نتايج تحقيق دوم آمده علاوه بر نفش فعاليتهای اجتماعی در بروز چاقی، يکی از دلايل ديگر چاقی در ميان زنان در شهر اهواز استفاده از غذاهای آماده است. بنا بر همين مطالعه از جنبه آماری حدود نيمی از زنان در شهر اهواز با مشکل چاقی دست به گريبانند.
با اين همه هر دو مقاله در انتها علت چاقی زنان ايرانی را در يک موضوع اصلی میبينند: کم تحرکی.
بر اساس تحقيق اول آنچه به بی تحرکی زنان ايرانی و چاق شدن آنها منجر شده است نوع لباسی است که زنان ايرانی به تن دارند و همين پوشش باعث شده تا تحرک و فعاليتهای ورزشی زنان با محدوديت روبرو شود.
تحقيق دوم نيز خاطر نشان کرده است که زنانی که فعاليتهای فيزيکی بيشتری – نظير ورزش کردن- داشتهاند لاغرتر بودهاند.
بر اساس هر دو تحقيق سهم زنان ايرانی که فعاليتهای ورزشی ندارند در ابتلاء به بيماریهای قلبی-عروقی که عمدتأ ناشی از چاقیست بيشتر از ساير زنان جامعه است
منبع:سايت پزشكان بدون مرز
درمان هورموني در يائسگي
درمان هورموني بطور نسبي جايگزين هورمونهائي مي شود که در اثر يائسگي کاهش يافته اند . اين درمان توسط ترکيبي از استروژن و پروژستين انجام مي شود . بيش از 50 سال است که از درمانهاي هورموني استفاده مي شود و در طول اين مدت استفاده از اين درمان مرتباً افزايش يافته است .
شايعترين علت استفاده از اين داروها کنترل علائم يائسگي مي باشد . همچنين امروزه از اين داروها جهت پيشگيري بلند مدت از بيماريهاي شايع در دوران يائسگي مانند پوکي استخوان استفاده مي شود .
عليرغم تجويز بيش از نيم قرن ، عوارض و فوائد درمان هورموني کاملاً مشخص نيست . تخمين زده مي شود که 40-35 درصد زنان يائسه آمريکائي تحت درمان هورموني هستند و بسياري از اينها ظرف يکسال بدلايل مختلفي درمان هورموني خود را قطع مي کنند .
اگر علائم يائسگي شامل گـُر گرفتگي ، نامنظمي قاعدگي و خشکي واژن در حال ايجاد باشد پزشک به شما توصيه مي کند که براي چند سال از درمانهاي هورموني استفاده کنيد تا اين علائم کاهش پيدا کنند . همچنين ممکن است پزشک براي پيشگيري از بيماريهائي مانند پوکي استخوان توصيه به مصرف طولاني تر اين داروها بکند .
نوع درماني که براي شما شروع مي شود بستگي به وجود يا عدم وجود رحم دارد .
درصورت برداشته شدن رحم : استروژن بدون پروژستين تجويز خواهد شد . اين درمان اختصاصي را ERT يا درمان جايگزيني با استروژن مي نامند . استروژن به اشکال مختلف شامل قرص ، چسب ، کرم يا حلقه واژينال ( براي علائم واژينال ) وجود دارد و بر حسب نياز از يکي از اين اشکال استفاده مي شود . اگر استروژن به تنهائي نتواند علائم را کنترل کند بعضي اوقات آندروژن به آن اضافه مي شود .
اگر رحم برداشته نشده باشد : مصرف استروژن بهمراه پروژستين توصيه مي شود . استروژن باعث تحريک رشد مخاط پوشاننده رحم ( اندومتر ) شده و در صورت عدم توجه ممکن است به سرطان منجر شود . پروژستين باعث متعادل کردن اثرات استروژن روي رحم مي شود . اگر پروژستين بهمراه استروژن مصرف شود خطر سرطان رحم را کاهش مي دهد . اين درمان را درمان ترکيبي يا درمان جايگزيني هورموني مي نامند .
اشکال هورمون درماني :
شايعترين فرم مصرف هورمون به شکل قرص مي باشد اگر چه اشکال ديگر هورمون نيز در دسترس مي باشند استروژن و پروژستين همچنين بصورت طبيعي و صناعي وجود دارند .
طبيعي : هورمونهاي طبيعي از لحاظ ساختمان دقيقاً مشابه هورمونهايي هستند که بدن توليد ميکند.
صناعي : هورمونهاي صناعي از لحاظ ساختمان با هورمونهاي توليد شده توسط بدن متفاوت مي باشند ولي اعمال مهم اين هورمونها را تقليد مي کنند .
الزاماً هورمونهاي طبيعي بهتر از هورمونهاي صناعي نيستند و هر کدام به نوعي روي بدن تأثير مي گذارند . براي مثال در بعضي از زنان پروژسترون طبيعي به نسبت پروستين هاي صناعي ممکن است عوارض جانبي کمتري مثل نفخ و احتباس مايع ايجاد کند و اما در بعضي ديگر از زنان اين حالت بالعکس مي باشد . همچنين مطالعات بيشتري در مورد اثرات استروژنهاي مصنوعي درخانم هاي يائسه انجام شده است .
روش هاي درمانهاي هورموني :
دوره اي : در روش دوره اي استروژن و پروژستين 14-10 روز در ماه استفاده مي شوند و حداقل در سالهاي اوليه باعث خونريزي ماهيانه مي شوند .
مداوم : در روش مداوم ميزان کم استروژن و پروژستين بصورت روزانه مصرف مي شود اگر چه خونريزي ماهيانه وجود ندارد اما باعث لکه بيني غيرطبيعي مخصوصاً در سال اول مصرف مي شود که در طول زمان لکه بيني قطع مي شود .
روش ديگر عبارتست از مصرف استروژن روزانه و پروژستين بمدت 10 روز هر سه ماه
رژيم هاي درماني
هورمون درماني درمقادير مختلف تجويز مي شود . درکاهش علائم يائسگي ، جلوگيري و درمان پوکي استخوان و کاهش کلسترول ، رژيم هاي با دوز پائين نيز به اندازه رژيمهاي با دوز بالا مؤثر مي باشند . اگر چه براي بهبود گُر گرفتگي در بعضي از زنان لازم است براي مدتي از استروژن با مقدار بالا استفاده شود که پس از مدتي مقدار آن کم مي شود .
اگر مي خواهيد داروهاي هورموني مصرف کنيد بهتر است معاينه فيزيکي و ماموگرافي ساليانه انجام دهيد تا وضعيت سلامتي خود را کنترل کرده و مروري بر عوارض و منافع هورمون درماني در مورد خودتان داشته باشيد .
درمان هورموني : منافع و خطرات
اگر شما در فکر درمان هورموني چه براي بهبودي کوتاه مدت علائم يائسگي و چه براي محافظت طولاني مدت در برابر پوکي استخوان هستيد بايد منافع و خطرات اين نوع درمان را در نظر بگيريد . بعضي از منافع و خطرات احتمالي و ممکن در جدول زير ذکر شده اند :
|
احتمالي |
ممکن |
شناخته شده |
| |
|
بر مبناي فرضيات يا مطالعات کوچک يا گزارشات موردي |
بر مبناي حداقل يک مطالعه بزرگ اما مطالعات ديگر نيز در حال انجام است |
بر مبناي مطالعات قطعي متعدد که همه جا پذيرفته شده است | ||
|
گزارش نشده |
|
کوتاه مدت |
فوائد |
|
|
|
بلند مدت | |
|
گزارش نشده |
گزارش نشده |
|
کوتاه مدت |
خطرات |
| در صورتيکه فقط به شکل استروژن مصرف شود ممکن است خطر سرطان تخمدان را افزايش دهد | گزارش نشده | لخته شدن خون خونريزي نامنظم واژينال افزايش خطر بيماري قلبي و حمله قلبي بيماري کيسه صفرا اگر بدون پروژستين خورده شود خطر سرطان اندومتر ( مخاط رحم )را زياد ميکند . ممکن است باعث افزايش سطح بعضي چربيهاي خون ( تريگليسريد )شود ، سطوحي که ممکن است چنان بالا باشند که خطر بيماري قلبي عروقي را افزايش دهند . ممکن است خطر سرطان سينه را افزايش دهد بخصوص اگر بمدت چندين سال استفاده شود در صورت مصرف با پروژستين خطر بيشتري وجود دارد . |
بلند مدت | |
علاوه بر منافع و خطرات درمان هورموني اشکال مختلف درمان منافع و مضرات خاص خود را دارند . بعضي از موارد آن به شرح زير مي باشد ؛
۱ - قرص : استروژن خوراکي از طريق روده ها وارد بدن شده و جذب مي شود . قبل از اينکه وارد سيستم گردش خون شود به کبد مي رود و به همين علت اگر سابقه بيماري کبد و کيسه صفرا داريد از اين روش اجتناب کنيد و چون دارو از طريق کبد فرآوري مي شود ممکن است خطر لخته شدن خون را افزايش دهد . همچنين استروژن خوراکي ممکن است سطح چربيهاي خاصي را در خون افزايش دهد ( تري گليسريد ) و ممکن است اين افزايش به حدي باشد که خطر بيماري قلبي عروقي را افزايش دهد از طرفي استروژن خوراکي مي تواند کلسترول بد را کاهش داده و کلسترول خوب را افزايش دهد که در نتيجه خطر بيماري قلبي عروقي را کم مي کند .
۲ - چسب : استفاده از يک چسب استروژن روي شکم 2-1 بار در هفته مستقيماً استروژن را از طريق پوست به گردش خون مي فرستد . اين روش ابتدائاً از طريق کبد نمي باشد ، بنابراين اثر تشديد کننده استروژن خوراکي روي بيماريهاي کبد و کيسه صفرا را ندارد و همچنين تري گليسيريدها را افزايش نمي دهد . چسب در کاهش تمام علائم يائسگي و محافظت از تراکم استخوان شبيه استروژن خوراکي است . در صورت نياز به پروژستين مي توانيد آنرا بصورت خوراکي مصرف کنيد يا از يک چسب ترکيبي استروژن - پروژستين استفاده کنيد .
چسب گاهي پوست را تحريک کرده و ممکن است نگهداري آن روي پوست مشکل باشد .
۳ - حلقه ، قرص و کرم هاي واژينال : استفاده از استروژن در داخل واژن در درمان علائم يائسگي مانند خشکي واژن ،تغييرات ادراري و مقاربت دردناک مفيد است چون استروژن استفاده شده به اين روش به ميزان خيلي کم جذب گردش خون مي شود محافظتي در برابر پوکي استخوان ايجاد نکرده و وضعيت کلسترول را بهتر نمي کند . معمولاً از کرمهاي واژينال استروژن و پروژسترون به شکل دوره اي و توسط يک اپليکاتور استفاده مي شود که شبيه به درمان عفونتهاي قارچي است . حلقه واژينال استروژن در ثلث فوقاني واژن استفاده شده و ميزان ثابتي از استروژن را تا مدت ۰۹ روز آزاد مي کند . اين حلقه با فواصل هر سه ماه بايد توسط حلقه ديگري جايگزين شود . استفاده از قرص هاي واژينال به شکل هفته اي دو بار مي باشد .
درمانهاي جايگزين درمان هورموني
درمان هورموني شايعترين درمان يائسگي مي باشد اما درمانهاي جايگزين ديگري نيز وجود دارند که باعث بهبودي علائم يائسگي يا پيشگيري از عوارض يائسگي مي شوند .
درمانهاي بهبود دهنده علائم يائسگي :
۱ - داروهاي ضد افسردگي : اين داروها بطور چشمگير شيوع گـُرگرفتگي را در زناني که بعلت سرطان سينه از تاموکسيفن استفاده مي کنند کاهش مي دهد . همچنين گـُرگرفتگي ناشي از يائسگي را نيز کاهش مي دهند . اين داروها همچنين ايجاد خشکي دهان مي کنند و بعضي از اين داروها مي توانند باعث کاهش ميل و رضايت جنسي شوند .
۲ - قرص هاي ضد بارداري خوراکي : مصرف قرص هاي ضد بارداري خوراکي مي تواند يکي از داروهاي انتخابي در حوالي يائسگي باشد تا باعث تنظيم خونريزيهاي نامنظم ، کاهش خونريزي هاي سنگين ، گـُرگرفتگي ، خشکي واژن و سندرم قبل از قاعدگي شود . قرص هاي ضدبارداري خوراکي به نسبت ساير داروهاي هورموني سطوح بالاتري از هورمونها را در خون ايجاد مي کنند . اگر در حال حاضر قرص هاي کنتراسپتيو مصرف مي کنيد پس از يائسگي مي توانيد اين دارو را به داروهاي هورموني مخصوص زمان يائسگي تبديل کنيد . اگر سيگاري هستيد از مصرف کنتراسپتيو خوراکي اجتناب کنيد زيرا باعث افزايش خطر حمله قلبي ، لخته شدن خون و سکته مغزي مي شود .
شما همچنين مي توانيد علائم يائسگي را بوسيله روش هاي زندگي سالم کنترل کنيد ؛
الف - رژيم غذائي : از مصرف الکل ، کافئين ، غذاهاي تند ، سوپ و مايعات داغ اجتناب کنيد زيرا اينها مي توانند باعث گـُرگرفتگي شوند . بعضي از افراد فکر مي کنند استروژنهاي گياهي خوراکي ( فيتواستروژن ) مي توانند باعث کاهش گرگرفتگي شوند . اگر چه مطالعات نشانگر مؤثر بودن آنها نبوده اند . فيتواستروژنها بطور طبيعي در بعضي از سبزيجات ، غذاها و غلات يافت مي شوند . همچنين مکمل هاي ويتامين E و ويتامين ب کمپلکس مي توانند باعث کاهش گرگرفتگي در بعضي از زنان شوند .
ب - ورزش : فعاليت فيزيکي منظم مي تواند باعث پائين نگه داشتن وزن ،بهبودي خواب و بهبودي خلق شود و حتي ممکن است باعث کاهش گُرگرفتگي شود .
روش هاي حفظ سلامت قلب :
۱ - استاتين ها : اين داروها براي کاهش کلسترول و کاهش خطر بيماريهاي قلبي عروقي استفاده مي شود . همچنين اين داروها در بيماريهاي با کلسترول بالا از استروژن مؤثرترند . عوارض جانبي احتمالي شامل التهاب و درد عضلات و بندرت صدمه کبدي مي باشد .
۲ - رژيم غذائي : رژيم غذائي داراي چربي کم و فيبر زياد و غني از ميوه ها ، سبزيجات و غلات به پيشگيري از بيماريهاي قلبي کمک مي کند . همچنين سويا ممکن است سطح تام کلسترول و تري گليسيريد را پائين بياورد .
۳ - ورزش : فعاليت فيزيکي منظم باعث سلامتي قلب مي شود . همچنين فشار خون و وزن بايد در سطح مناسبي حفظ شود .
۴ - سيگار نکشيد : ترک سيگار به ميزان قابل توجهي خطر بيماري قلبي را کاهش مي هد . اگر قبلاً اين کار را نکرده ايد يائسگي زمان مهمي براي کوشش مجدد مي باشد .
روش هاي حفظ سلامت استخوان :
۱ - بيسفوسفوناتها : بنظر مي رسد اين داروها به اندازه درمان هورموني يا بيش از آن مانع از دست رفتن استخوان و کاهش خطر شکستگي استخوان مي شود .
۲ - کلسي تونين : اين هورمون در غده تيروئيد توليد مي شود و وظيفه آن حفظ تراکم استخواني، آهسته تر کردن از دست دادن استخوان و جلوگيري از شکستگي ها تا حدود 30 درصد مي باشد . اگر چه مانع از شکستگي در استخوانهاي غير از ستوان فقرات نمي شود .
۳ - تنظيم کننده هاي اختصاصي گيرنده هاي استروژن : اين داروها براي تراکم استخواني و چربي خون مانند استروژن عمل کرده و خطر شکستگي استخوانهاي فقرات را 30 درصد کاهش مي دهند . برخلاف هورمون درماني معمولاً اين داروها بافت رحم و پستان را تحريک نکرده بنابراين باعث خونريزي رحمي و حساسيت سينه ها نمي شوند .
البته اين داروها همان خطرات لخته شدن خون را دارند و همچنين در 25 درصد زنان گُرگرفتگي را بدتر مي کند .
۴ - کلسيم : مي توان از غذاهاي غني از کلسيم يا مکملهاي کلسيم استفاده کرد و يا رژيم غذائي داراي چربي کم و فيبر زياد و غني از ميوه و سبزيجات و غلات داشت . مصرف روزانــــــه 1500-1000 ميلي گرم کلسيم و 400 واحد بين المللي ويتامين D به حفظ قدرت استخوان و کاهش خطر شکستگي کمک مي کند .
۵ - ورزش : ورزش هاي منظم سنگين به قوي کردن عضلات و استخوانها کمک کرده و باعث کاهش از دست رفتن مواد معدني استخوان مي شود همچنين ورزش تا 25 درصد باعث کاهش خطر سقوط شده در نتيجه شکستگي کمتر مي شود .
پياده روي حداقل 30 دقيقه حداقل ۳ بار در هفته نيز مي تواند کمک کننده باشد اگر چه فعاليت فيزيکي روزانه بهتر است .
۶ - سيگار نکشيد : ترک سيگار به ميزان قابل توجهي خطر پوکي استخوان را کم مي کند . اگر قبل از اين سيگار را ترک نکرده ايد ، يائسگي زمان مهمي براي کوشش مجدد مي باشد .
منبع:سایت پزشکان بدون مرز